فرهنگستان علوم اسلامی قم 22 اسفند 1396 ساعت 16:17 http://isaq.ir/vdcf.vdyiw6dxegiaw.html -------------------------------------------------- گفتگو با حجت الاسلام سید مهدی رضوی عنوان : شبکه اسلامی تحقیقات3 -------------------------------------------------- شبکه تحقیقات، به دنبال شبکه کردن تمامی تحقیقات - نه بخشی از تحقیقات - موجود در جامعه است. در این شبکه ـ چه در مقیاس ملی و چه در مقیاس جهانی ـ برای این که به تحقیقات جامعه پوشش و چینش منطقی داده شود، اولاً باید از تحقیقات غیر ضرور جلوگیری گردد، ثانیاً از موازی کاری در تحقیق پرهیز شود، ثالثاً اولویت بندی در میان تحقیقات انجام گیرد و رابعاً تمام تحقیقات در یک نظام جامع تحقیق دیده شود. مجموعه این فعالیتها و فعالیتهای دیگری که در شبکه تحقیق باید انجام گیرد، بدون مدیریت تحقیق امکان پذیر نیست. متن : به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم، حجت الاسلام سید مهدی رضوی، عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم، در گفتگویی به بررسی شبکه اسلامی تحقیقات و هدف از به کار بردن این شبکه پرداختند و به زوایای پیدا و پنهان شبکه تحقیقات غربی(الحادی) در مقابل شبکه تحقیقات اسلامی پرداختند. چندی پیش بخش اول و دوم این مصاحبه منتشر گردید و متن حاضر بخش آخر از مصاحبه با حجت الاسلام سید مهدی رضوی می باشد. *** - در دو مصاحبه ای که تا کنون با شما داشته ایم درباره ضرورت و برخی از ویژگی های شبکه اسلامی تحقیقات بحثهایی شد. اگر مایل باشید در این جلسه از ارکان یا مقومات شبکه صحبت کنیم. بنابراین اولین سوال ما این است که از نظر شما مقومات یا ارکان اصلی شبکه اسلامی تحقیقات چیست؟ بسم الله الرّحمن الرّحیم. از یک منظر می توان گفت شبکه تحقیقات دارای چهار مقوم اساسی است که عبارتند از: 1 ـ مدیریت شبکه 2 ـ بانک اطلاعات شبکه 3 ـ مدل تطبیقی شبکه 4 ـ تالار گفتگو یا گفتگوی سازمانی شبکه - منظور شما از مدیریت شبکه، این است که یکی از افعال شبکه، مدیریت است؟ همان طور که می دانیم شبکه تحقیقات، به دنبال شبکه کردن تمامی تحقیقات - نه بخشی از تحقیقات - موجود در جامعه است. در این شبکه ـ چه در مقیاس ملی و چه در مقیاس جهانی ـ برای این که به تحقیقات جامعه پوشش و چینش منطقی داده شود، اولاً باید از تحقیقات غیر ضرور جلوگیری گردد، ثانیاً از موازی کاری در تحقیق پرهیز شود، ثالثاً اولویت بندی در میان تحقیقات انجام گیرد و رابعاً تمام تحقیقات در یک نظام جامع تحقیق دیده شود. مجموعه این فعالیت ها و فعالیت های دیگری که در شبکه تحقیق باید انجام گیرد، بدون مدیریت تحقیق امکان پذیر نیست. - مدیریت شبکه سلیقه ای انجام می گیرد یا اینکه چنین مدیریتی از طریق یک ابزار متفاهم و متفق علیه اجتماعی انجام می گیرد? یکی از ابزارهای این مدیریت، پروپازال یا نظام جامع طرح تحقیق است که همه طرح تحقیق های نظام اجتماعی - برای حل نیازمندیهای جامعه - باید در ذیل آن و مبتنی بر آن هماهنگ گردند؛ یعنی پذیرفته، اولویت بندی و نظام یابند؛ نظام جامع طرح تحقیق، ابزار منطقی مدیریت شبکه برای مهندسی تمامی تحقیقات موجود در جامعه است. - آیا مدیریت شبکه یک مدیریت لجستیکی است؟ اگر منظورتان از لجستیک پشتیبانی تدارکاتی به معنای مصطلح در جامعه علمی است که از سنخ مدیریت ستادی است، چنین مدیریتی از نوع مدیریت لجستیک نیست، بلکه از نوع مدیریت محتوا و یک مدیریت روشی است. این مدیریت، مدیریتی برای توسعه تحقیقات است که همه خلأهای تحقیقاتی را در یک نظام جامع می بیند تا اولاً تحقیقی خارج از نظام جامع طرح تحقیق ( که به نحوی نمایانگر نظام و مجموعه کامل نیازهای اجتماعی است ) اجازه حضور پیدا نکند، ثانیا هم پوشانی و هم زمانی میان تحقیقات صورت نگیرد، ثالثا اولویت بندی میان تحقیقات صورت گیرد، رابعا همه تحقیقات را در یک نظام جامع و در نسبت با هم دیده شوند. - از یک طرف شما از پوشش تمامی تحقیقات می گویید ولی از طرف دیگر از حذف برخی از تحقیقات سخن می گویید این دو بیان ناسازگار است! حذفی که در شبکه انجام می گیرد یک حذف منطقی است چون شبکه دارای یک طرح جامع است و مبتنی بر آن استانداردهای طرح تحقیق، مصداق تحقیق و کلاسه تحقیق روشن می گردد، هر امری به عنوان طرح یا موضوع تحقیق پذیرفته نمی شود، البته ایجاد سعه و ضیق در استانداردهای طرح تحقیق و تحقیق ها از طریق تغییر در نظام تحقیق همیشه میسور است که خود آن هم مبتنی بر نیاز اجتماعی صورت می گیرد، مانند تغییری که ممکن است در قانون اساسی یک کشور رخ دهد که آن هم مبتنی بر نیاز اجتماعی و ناکارامدی قانون اساسی در یک برهه از زمان است...اما اصل کار مدیریت از طریق طرح جامع طبقه بندی، نظام دهی و تخصیص و تعیین جایگاه مناسب است تا حذف کلی، مگر در جایی که موضوع مورد نظر تخصصا از موضوع تحقیق خارج باشد یا تشخیص خروج امری موسوم به تحقیق از ذیل طرح جامع در حد بدیهی باشد.... - این مدیریت چگونه می تواند تمامی تحقیقات را تحت پوشش خود قرار دهد؟ یکی از ویژگی های این مدیریت، غیر متمرکز بودن است، جامعه تحقیقات اعم از افراد، گروه ها، سازمان ها و ... باید اختیار لازم را در ارائه طرح های تحقیقاتی داشته باشند، همه بتوانید در ارائه طرح تحقیقاتی مشارکت داشته باشند و اگر کسی بخواهد تحقیقی انجام دهد به الزام دیگری نباشد، به اقبال خود باشد، مکانیزم عمل در این نوع مدیریت به طریق عزل و نصب نیست، بلکه از طریق قواعد و نرم افزاری که ساخته می شود، این مدیریت اعمال می شود. در این شبکه هر مجموعه اطلاعاتی به عنوان تحقیق و هر طرحی به عنوان طرح تحقیق پذیرفته نمی شود، هم تحقیق و هم طرح تحقیق، دارای شاخصه های عمومی و تخصصی است و در نسبتی که می تواند با تحقیقات دیگر داشته باشد، دارای اولویت و درجه اهمیت خواهد شد. بنابراین در این شبکه نه جبر مطلق است که هیچ اختیاری نباشد و طرح های تحقیق و تحقیق ها همه بر اساس الزام و دستور انجام گیرد و نه اختیار مطلق است که هیچ قاعده ای بر طرح های تحقیقی و تحقیق حاکم نباشد، بلکه هر طرحی در تناسب با طرح جامع تحقیقات پذیرفته و اولویت بندی می شود. طرح جامع تحقیق که متناظر با نظام مجموعه نیازمندی ها و خلأهای اجتماعی و توسعه آنها پدید آمده است. بنابراین هر تحقیقی خریدار دارد و خریدار، هر چیزی را به عنوان تحقیق نمی پذیرد. مهندسی طرح جامع تحقیقات میان تولید کنندگان تحقیق و پاسخ دهندگان و میان نیازمندان تحقیق، مصرف کنندگان و خریداران آن هماهنگی به وجود می آورد. بزرگی طرح جامع تحقیقات نیاز به تجزیه طرح به طرح های کوچک را ضرورت می بخشد تا امکان تحقیق و امکان تطبیق از منظر مطالعات تطبیقی باشد تا هنگامی که تحقیقات تفصیل می یابد، ترجمه تحقیقات در لایه های نظری، میدانی و کتابخانه ای امکان بیشتری یابد. به طور خلاصه باید گفت هر جامعه ای مجموعه نیازهایی دارد که برای تأمین متناسب با توسعه اجتماعی این نیازها، باید به صورت مجموعه نیازهایی دیده شوند که نسبتهای هر کدام از آن ها با هم در آن مجموعه دیده شود و وحدتی بین آنها از این طریق به دست آید. این وحدت، نیازهای به هم پیوسته و سیستم نیازهای اجتماعی از طریق یک مبنای فلسفی که همه نیازها را ذیل یک نیاز تکاملی اجتماعی قرار می دهد، تصویر می شود و مبتنی و متناسب با آن مبنای فلسفی است که بعد از طی مراحلی مبتنی بر آن، طرح جامع نظام نیازهای اجتماعی به دست می آید که یکی از ابزارهای مدیریت شبکه تحقیقات، برای مهندسی و سازماندهی تمامی تحقیقات موجود در جامعه در جهت حل نیازمندیهای اجتماعی است. مدیریت شبکه با مهندسی طرح های تحقیق، جامعه تحقیقاتی را هدایت می کند. محقق اگر بخواهد نیازمندی جامعه را پاسخ دهد فرقی نمی کند که دلسوز باشد یا نباشد. نگاه اقتصادی داشته باشد یا نداشته باشد، می تواند در شبکه حضور یابد و اگر نخواهد نیازهای اجتماعی را پاسخ دهد جامعه هزینه اش را نخواهد پرداخت، مانند هر کسی که می خواهد پایان نامه بنویسد هر محققی باید طرح تحقیق خود را ارائه دهد و بعد از اینکه با آن طرح موافقت اصولی شد، آن تحقیق اعتبار می یابد. موافقت اصولی بعد از سنجیده شدن نسبت آن طرح تحقیق در یک موضوع خاص با طرح نظام جامع تحقیقات، یک جامعه و تعیین سطح و میزان هماهنگی آنها انجام می شود و اگر میان آن طرح تحقیق و طرح جامع ارتباطی نباشد، کنار گذاشته می شود یا با درجه اولویت کمتری مورد تأیید قرار می گیرد. البته همان طور که گفتیم معنای کنارگذاری در این شبکه بیشتر به معنای تعیین جایگاه در یک مجموعه است تا حذف از مجموعه. در واقع مدیریت شبکه توامان هم مشارکت عمومی را از طریق مدیریت غیر متمرکز رقم می زند و از طرفی همه این مشارکت ها را از طریق طرح جامع تحقیقات مهندسی می کند؛ یعنی با مدیریت غیر متمرکز، حضور حداکثری را رقم می زند و با مهندسی تحقیقات از طریق طرح جامع تحقیقات، حدود و ثغور و جایگاه هر تحقیق را معین می سازد و با این روش بهترین نسبت ممکن را بین آگاهی های اجتماعی و اختیارات اجتماعی رقم می زند، هم حضور حداکثری و هم اولویت بندی و تخصیص متناسب با هر تحقیق از طریق اساس قرار دادن طرح جامع تحقیقات، نه با الزام سیاسی و از طریق حذف و جذب دستوری و نه با دادن آزادی مطلق و ایجاد فضای هرج و مرج تحقیقاتی، بلکه با در نظر گرفتن طرح جامع تحقیقات که نماینده تمام نیازهای اجتماعی در یک سیستم بنا شده بر مبنای حد معقول آن جامعه است. - دومین رکنی که برای شبکه تحقیقات گفتید، بانک اطلاعات است، تعریف بانک اطلاعات چیست و چه ضرورتی را برای بانک اطلاعات در شبکه تحقیقات بر می شمارید؟ از آنجا که هر تحقیقی نیاز به اطلاعات دارد، نیاز به چیزی وجود دارد که اطلاعات را در اختیار محقق قرار دهد بانک، اطلاعات و منابع اطلاعات را در اختیار محقق می گذارد. بانک اطلاعات واجد نیروی انسانی خدماتی و تخصصی، ابزارهای تحقیقاتی، نرم افزارها و منابع کتابخانه ای ... است هر طرح تحقیق و تحقیقی نیاز به نوع و حجم خاصی از اطلاعات نیاز دارد. در مرحله اول خود طرح تحقیق هم نیاز به بانک دارد، طرح تحقیق نیاز کلان هر تحقیقی است، اما نیاز خرد تحقیق به مواد اطلاعاتی بعد از این مرحله است. پس مجموعه نظام اجتماعی در دسترسی خود، به اطلاعات انسانی ـ در همه درجات آن ـ ابزاری (نرم افزاری) و امکانی (منابع) نیاز دارد. - چه نسبتی میان این بانک با بانک های اقتصادی وجود دارد که بانک نامیده شود؟ روشن است بانک های اقتصادی هم محل ذخیره پول و هم وسیله گردش پول هستند، این بانک ها نیز هم محل ذخیره اند و هم ابزار گردش، منتهی به جای پول، اطلاعات را ذخیره و به گردش در می آورند. بانک های اقتصادی دارای بانک مرکزی و عامل و شعب هستند، بانک اطلاعات نیز مانند بانک های اقتصادی دارای بانک مرکزی، بانکهای عامل و شعب هستند که با مدیریت مرکزی مدیریت عامل مدیریت شعب، اداره می شوند. - فعالیت بانک از چه زمانی آغاز می شود؟ بعد از این که طرح تحقیق مورد موافقت اصولی قرار گرفت، برای انجام این تحقیق نیاز به نوع و حجم خاصی از اطلاعات دارد که این اطلاعات را بانک در اختیار محقق می گذارد تا محقق بتواند تحقیق خود را به انجام برساند. در واقع بانک متناسب با آن نقشه جامع تحقیقات که طرح های تحقیقاتی و تحقیقات جامعه را مهندسی می کند، اطلاعات متناسب را تخصیص می دهد؛ یعنی بانک سرویس خدماتی برای تحقق تحقیقات در هماهنگی هر چه بیشتر با آن نقشه است. هرچند بانک اطلاعات طبقه بندی های خاص خودش را دارد، اما اطلاعات را متناسب با آن نقشه جامعه در اختیار محقق می گذارد تا تحقیق خود را به انجام برساند. - آیا خدمات بانک چند لایه است یا فقط اطلاعات تخصصی را در اختیار محققین قرار می دهد؟ بانک در دو سطح، اطلاعات را در اختیار افراد جامعه می گذارد یک سری خدمات عمومی می دهد و در آن سطح در حد بایگانی اطلاعات ارزش دارد، اما یک سری دیگری از خدمات دارد که خدمات سازمان یافته است که این خدمات را متناسب با درجه موافقت اصولی در اختیار محقق می گذارد. - آیا بانک در قبال خدماتی که ارائه می دهد هزینه ای را هم مطالبه می کند و آیا بانک هزینه ای را در قبال اطلاعات و تحقیقاتی که توسط افراد انجام می گیرد، می پردازد؟ بانک در سطوح مختلف هزینه های مختلفی را می تواند مطالبه می کند و همچنین می بایست برای تحقیقات دیگران ارزش مالی نیز در نظر بگیرد تا بتواند از آن اطلاعات و تحقیقات برای خدمات بهتر به جامعه در مرحله بعد استفاده کند. ارزش گذاری اقتصادی نیز متناسب با اهمیت اطلاعات ـ به لحاظ کیفی و به لحاظ کمی ـ است که ارزش این اطلاعات تحقیقی در نسبت با امکانی است که برای تحقق بخشی نقشه جامعه ایجاد کرده اند. بنابراین بانک به میزان تسهیلی که ایجاد می کند، تسریعی که پدید می آورد، اطلاعات ویژه ای که در اختیار می نهد و بانک های اطلاعاتی و نرم افزارهایی که برای محقق فراهم می کند می تواند هزینه دریافت کند که این هزینه ها خرج توسعه اطلاعاتی بانک ها و نرم افزارها و تأمین هزینه های جاری نیروهای انسانی و استهلاک سخت افزارها ... می شود. - آیا با پرداخت هزینه اطلاعات در اختیار همه افراد قرار می گیرد؟ تخصیص اطلاعات در درجه اول نیاز به موافقت اصولی طرح تحقیق است ( که به هماهنگی آن با طرح جامع برمی گردد ) و درجه بعدی نیاز به هزینه های مالی ... دارد، اگر همه اطلاعات در اختیار همه قرار گیرد در سطح اول منجر به ورشکستگی بانک می شود. و در سطح دوم منجر به خروج بیشتر تحقیقات از طرح جامع و عدم امکان مهندسی و هدایت تحقیقات خواهد شد و در سطح سوم منجر به عدم موازنه و استعمار فرهنگی و سلطه عده ای از افراد و برخی از شرکتهای بزرگ بر اکثر افراد جامعه از طریق انحصار اطلاعاتی خواهد شد. - جاذبه اصلی بانک به چیست؟ چرا باید افراد به بانک رجوع کنند در حالی هم موافقت اصولی لازم دارند و هم هزینه اطلاعات مصرفی را باید بپردازند؟ آن چه به بانک جاذبه می دهد در درجه اول همان قدرت پردازش و طبقه بندی است که نسبت به اطلاعات دارد و در جه دوم قدرت تسهیل، تسریع و کثرت اطلاعاتی است که در اختیار محقق قرار می گیرد. در هر طرح تحقیقی فازها و لایه های مختلفی وجود دارد که محقق در هر یک از آن فازها و لایه ها به یک سری از سرویسهای بانک احتیاج دارد. مثلا اینترنت نیز دو نوع سرویس دارد، سرویسهای عمومی، سرویسهای تخصصی که هر کدام نیز سطوح متفاوتی دارند، صفحات، سایت ها و شبکه های اجتماعی عمومی و صفحات و سایت های تخصصی و علاوه بر این که نفس ورود به اینترنت و حضور در آن بدون هزینه امکان ندارد، به میزان مصرفی که دارید هزینه دریافت می کند. علاوه بر آن سایت های خاص، اطلاعات خود را می فروشند در سایت های تخصصی این امر ملموس تر است. اما این هزینه ها مانع استفاده از اینترنت نشده است، بلکه استفاده از آن روز به روز بیشتر شده است. علت آن هم تسهیل و تسریعی است که در سطح عمومی ایجاد کرده است و در سطح تخصصی علاوه بر تسهیل و تسریع دقت و کیفیت اطلاعات در اختیار گذاشته شده را بالا برده و با طبقه بندی اطلاعاتی و کیفیت پردازشی که در اختیار محقق می گذارد، به هر چه کیفی تر کردن تحقیق کمک می کند. بنابراین به هیچ وجه مقرون به صرفه نیست که از اینترنت استفاده نکنیم. - اگر ممکن است درباره مدل تطبیقی نیز توضیح بفرمایید. منظورتان از مدل تطبیقی چیست؟ مگر مدل تطبیق یکی از مدل های تحقیق نیست؟ اگر چنین باشد به نظر می رسد مربوط به مرتبه طرح تحقیق باشد که قبل از بانک اطلاعات است یا این که می تواند یکی از امکانات بانک اطلاعات برای یک سری از تحقیقات تطبیقی باشد. چرا آن را به عنوان یک رکن بعد از بانک مطرح کرده اید؛ با وجود بانک، مدل تطبیقی چه ضرورتی دارد؟ زیرا یکی از مدل ها و طرح های تحقیقی مدلهای تطبیقی است و همان طور که فرمودید هم مواد تحقیق و هم طرح تحقیق می تواند از بانک به دست آید. بین مدل های تطبیقی ای که بانک در اختیار محققین می گذارد و مدل تطبیقی که بعد از بانک به عنوان یکی از ارکان شبکه تحقیق از آن نام برده می شود، تفاوت زیادی وجود دارد، مدلهای تطبیقی ناشی از بانک یکی از انواع طرح های تحقیق و با توجه به موضوعات جزئی تحقیقی مورد نیاز جامعه از طرف بانک در دسترس محققین قرار می گیرد. اما منظور از مدل تطبیقی بعد از بانک، یک مدل کلان و غیر وابسته به موضوع خاص تحقیق است؛ ضرورت آن نه از ضرورت تطبیق های موردی بلکه از ضرورت تطبیق همه جانبه علوم در سطوح مختلف با هم است تا از این طریق سرعت آگاهی از تغییرات، سرعت آموزش آن تغییرات و سرعت عکس العمل نسبت به تغییرات حوزه های مختلف علوم در حوزه های دیگر علوم بالا رود. در این مدل، صحبت از یک تحقیق تطبیقی جزئی و طرح تحقیق جزئی نیست که مدیریت شبکه ای از طریق سنجه آن با طرح جامع تحقیق با آن موافقت یا مخالف کند، مانند هر تحقیق و طرح تحقیق غیر تطبیقی دیگری، بلکه صحبت بر سر ضرورت عام تطبیق ـ نه ضرورتهای موردی و خاص ـ همه علوم به هم (تحولات علوم در سطوح مبادی، مبانی، ارکان، آثار ...) است. این که تحقیق شما در طرح تحقیق تطبیقی است غیر از این است که باید تمام تحقیقات جامعه در سطوح مختلف تطبیق یا امکان تطبیق خاص یابند که هم امکان بیشتری را برای تطبیق های خاص فراهم آورند و هم در سطح عام تری تطبیق به طور اتوماتیک تری صورت پذیرد. ضرورت مدل تطبیق، ضرورت زبان مشترک بین حوزه های مختلف علوم است. - چه کسی متکفل مدل عام تطبیق است؟ مدل تطبیق ابزار مختص بانک است، نه محقق که از بانک استفاده می کند، چون یک ابزار کلان است نه خرد. با مدل تطبیق به دنبال ایجاد زبان مشترک هستیم و نسبت به همه تحقیقات در حوزه های مختلف به نحو عام باید دیده شود. چنین کاری از عهده محقق بر نمی آید، باید به محقق برگردانیم که در بانک فعالیت می کند و از طریق ابزاری به نام بانک که هم منبع تمامی اطلاعات و هم پردازشگر کل اطلاعات است به ایجاد مدل تطبیق و ارتقای آن مدل بپردازد. برای کارامدی آن می توان گفت مثلاً اگر امکان ترجمه ابداعات فیزیکی به شیمی پدید آید، امکان شکل گیری ایده های جدیدی بر اساس آن ابداعات در حوزه علم شیمی هم زیاد می شود و هم سرعت می گیرد، همین طور با مدل مطالعات تطبیقی در نسبت علوم و فلسفه یا با ترجمه سطوح مختلف علوم پایه، علوم انسانی، و علوم تجربی به هم می توان باعث شدید شدن تأثیر و تأثرات علوم و سریع شدن آن تاثیر و تاثرات شد. ـ با توجه به این که می گویید تطبیق عام یکی از فعالیتهای بانک است، نه یک محقق خاص؛ آیا می توان گفت رکنی غیر از بانک است؟ فعلاً برای ما مهم نیست که منطقاً جزء بانک است یا خارج از بانک است، اگر کسی هم بگوید مدل تطبیقی جزء بانک یا یکی از نرم افزارهای بانک است ممکن است از او بپذیریم، اما بگوییم سنخ این مدل تطبیق با مدل تطبیق خرد تفاوت دارد و ما به دلیل اهمیت، آن را از بانک تفکیک کرده ایم. این مدل بر خلاف مدلهای خرد تطبیق، مقید به قید همه تحقیقات است نه مقید به قید تحقیق خاص. - بعد از مدل تطبیقی چه ضرورتی برای گفتگوی سازمانی داریم، البته قبل از آن اگر ممکن است تفاوت گفتگوی سازمانی با مناظره سازمانی را بگویید؟ مناظره سازمانی یکی از انواع یا اجزاء ذیل گفتگوی سازمانی است که قواعد خاصی هم دارد؛ اما ضرورت گفتگوی سازمانی، ضرورت تولید انگیزه در جامعه است که این امر از طریق فراهم آوری امکان ارتباط هر چه بیشتر اراده ها با هم در نسبت با توانمندی هایی که دارند یا می توانند داشته باشد، ایجاد می شود. - چه تفاوتی با مدل تطبیق دارد؟ اول اشتراک مدل تطبیق و گفتگوی سازمانی را بگوییم که هر دو را سازمان متکفل است نه افراد خاص، اما در مدل تطبیق در کل مسیر که مجموعه منابع مرجع دیده می شود، اصلی، فرعی، تبعی می شوند و هر کدام، تجزیه ادبی، مفهومی، منطقی می شوند ...ارتباط اصلی با کتاب ها، نوشتارها ... است اما در گفتگوی سازمانی ارتباط اصلی با انسان ها و صاحبان اراده است. البته در مدل تطبیقی نیز با نیروی انسانی سر وکار داریم مانند مدیر پروژه، نویسنده و ... مانند وقتی که می خواهیم دایره المعارف بنویسیم. آخرین رابطه نظام دانش و نظام اداره کشور در سطوح سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، گفتگوی سازمانی است. گفتگوی سازمانی، فضای اتهام را می کاهد؛ نه نظام سیاسی و اقتصادی نظام دانش را متهم می کند که شما مقدورات را نمی بینید، نه نظام دانش، خواستار اجرای بدون چون و چرای خود می شود. بهانه ها را از دو طرف می گیرد. بدون گفتگوی سازمانی، موضع گیری اجتماعی دچار خلل می شود و سرعت عمل در جریان عینی پیدا کردن دانش از بین می رود و در کنار آن سوء تفاهمات و ابهامات رفع نمی شود و از این طریق علاوه بر این که نظام تصمیم گیری دچار خلل می شود، چالش بین نظامهای دانشی و اداری بیشتر و بیشتر می شود و یا انحصار پدید می آید و سلیقه ای عمل می شود. زیرا تفاهم صورت نگرفته است. - گفتگو سازمانی چه نسبتی با مدل تطبیقی دارد؟ بعد از ترجمه علوم به هم امکان گفتگو پدید می آید مانند اینکه بگوییم با ترجمه زبان فارسی به انگلیسی یا بر عکس، امکان گفتگوی نوشتاری یا بعد از امکان ترجمه ، امکان مکاتبه و مفاهمه به وجود می آید. - آیا گفتگوی سازمانی بین حوزه های دانش نیز وجود دارد یا فقط بین حوزه دانش و اداره هست که این گفتگو وجود دارد؟ هدف اصلی گفتگوی سازمانی میان حوزه دانش و اداره هست و به نحو فرعی میان حوزه های دانش نیز می توان گفتگوی سازمانی را تصور کرد؛ اما دو سطح دارد 1 ـ در سطح اصلی برای مدیریت دانش با مدیران فرهنگی 2 ـ در سطح فرعی با دانشمندان حوزه های علمی برای بالا بردن سطح تفاهم و هماهنگی تئوریک دانشها. به نظر وظیفه اصلی گفتگوی سازمانی ایجاد حلقه اتصالی دانش به عمل اجتماعی است که از طریق تصمیم گیری و موضع گیری انجام می گیرد نه صرفاً تفاهم بین دانشها و دانشمندان. - مناظره سازمانی به عنوان یکی از اجزای گفتگوی سازمانی دارای چه بخش ها یا اجزایی است؟ گفتگوی سازمانی دارای هیأت های علمی، مدیره، اجرایی و دارای تیم های مخالف و موافق، هیأت ناظر و اجزای دیگری است تا امکان تعاطی و قضاوت افکار پدید آید. ـ آیا شبکه دارای مقومات دیگری نیست؟ شبکه دارای سه دسته مقومات است، مقومات سیاسی، مقومات فرهنگی، مقومات اقتصادی. ما در اینجا به مقدمات فرهنگی، آن هم در اجمالی ترین سطح پرداختیم. متشکریم.